جشن مهرگان :
جشن مهرگان :
مهرگان یا جشن مهر یکی از بزرگترین جشنهای ایران است که در مهر روز از برج مهر برگزار میشود . «مهرگان» پس از نوروز بزرگترین جشن ایرانیان باستان بودهاست . این جشن در جوامع ایرانی خارج از ایران نیز به گستردگی برگزار میشود .
این جشن از روز شانزدهم مهر آغاز میشود و شش روز به طول میانجامد و در روز ۲۱ مهر به پایان میرسد . نخستین روز جشن رامهرگان عامه و آخرین روز جشن مهرگان خاصه نامیده میشود . در زمان ساسانیان بر این باور بودند که اهوره مزدا یاقوت را در روز نوروز و زبرجد را در روز مهرگان آفریدهاست و از دیر باز ایرانیان بر این باور بودند که در این روز کاوه آهنگر علیه ضحاک به پاخواست و فریدون بر اژی دهاک (ضحاک) غلبه کرد .
مردم ایران از هزاره دوم پیش از میلاد این روز را جشن میگیرند . مهرگان نیز همانند نوروز با مراسم خاص و آداب و رسوم ویژه برگزار میشود .
مهر یا میترا در زبان فارسی به معنای فروغ ، روشنایی ، دوستی ، پیوستگی ، پیوند و محبت است و ضد دروغ ، دروغ گویی ، پیمان شکنی و نامهربانی کردن است .
فلسفه جشن مهرگان سپاسگزاری از خداوند به خاطر نعمتهایی است که به انسان ارزانی داشته و تحکیم دوستی و محبت میان انسانهاست .
پیشینه جشن مهرگان :
پیشینه جشن مهرگان به هزاره دوم پیش از میلاد بر میگردد و بیش از ۴۰۰۰ سال قدمت دارد .
دیرینگی این جشن دست کم تا دوران شاهان باستانی و بزرگی چون فریدون باز میگردد .
فردوسی در شاهنامه به روشنی به این جشن کهن و پیدایش آن در دوران پادشاهی فریدون اشاره کردهاست :
به روز خجسته سرِ مهر ماه / به سر بر نهاد آن کـیانی کلاه
زمانه بی اندوه گشت از بدی / گرفتند هر کس ره بخردی
دل از داوریها بپرداختند / به آیین یکی جشن نو ساختند
نشستند فرزانگان شادکام / گرفتند هر یک ز یاقوت جام
میِ روشن و چهره شاه نو / جهان نو ز داد از سرِ ماه نو
بفرمود تا آتش افروختند / همه عنبر و زعفران سوختند
پرستیدن مهرگان دین اوست / تنآسانی و خوردن آیین اوست
اگر یادگارست ازو ماه و مهر / بکوش و به رنج ایچ منمای چهر
پیش از هخامنشیان ، جشن مهرگان بغ یادی ، بگ یادی (bāgayādi) «یاد خدا – سپاسگزاری از خدا» نام داشت.
بغداد (خدا آن را داده) نام باغی در نزدیکی تیسفون پایتخت اشکانیان و ساسانیان بود که بعدها به شهر تبدیل شد، نام شهر بغداد کنونی برگرفته از همین نام پارسی است.
براساس متون اوستا ، گاهشمار ایرانیان پیش از هخامنشیان دارای دو فصل تابستان و زمستان است که نوروز جشن آغاز سال جدید و فصل تابستان و مهرگان جشن آغاز نیمه دوم سال و فصل زمستان بودهاست.
برای نمونه ناصر خسرو در این بیت هر دو جشن نوروز و مهرگان را به هنگام اعتدالین میداند:
نوروز به از مهرگان، گرچه هر دو زمانند، اعتدالی زمان مهرگان :
زمان این جشن در روز مهـر از ماه مهر برابر با شانزدهم مهرماه است. عدهای این جشن را در روزهای دیگر و از جمله در دهم مهر برگزار میکنند. حال آنکه بسیاری از ایرانشناسان آنرا نادرست میدانند. البته همانگونه که در گزارش فردوسی دیده میشود، زمان برگزاری جشن مهرگان در آغاز ماه مهر و فصل پاییز بوده است و این شیوه دستکم تا پایان دوره هخامنشی و احتمالاً تا اواخر دوره اشکانی نیز دوام داشته است. اما از این زمان و شاید در دوره ساسانی، جشن مهرگان به مهر روز از مهر ماه یا شانزدهم ماه مهر منتقل میشود.
در تاریخ طبری چنین آمدهاست :
فریدون سر بیوراسب (ضحاک) را با گرز سرخمیدهای بکوفت، پس او را به کوه دماوند برد و دست و بازویش را محکم ببست و به چاه افکند و فرمان داد که روز مهرماه مهروز را عید بگیرند. و این همان جشن مهرگان است .مهرگان طبیعی :
مهرگان همچون نوروز دارای اعتدال کیهانی است. اندازه شب و روز در مهر برابر میشود و شاید از همین رو این ماه را به نام مهر که ایزد داوری و عدالت و دادگستری است گذاشتهاند. همچنین مهر برابر است با پایان فصل برداشت کشاورزی. از این رو زمان مناسبی برای جشن و شادی و استراحت کشاورزان که عمده مردمان دوران کهن بودند است. همچنین این حاکمان در این زمان خراج و مالیات را از مردم میستاندند و از این رو برای دولتهای عرب و ترک و مغول که بر ایران چیره شده و با فرهنگ آنان بیگانه بودند هم مهرگان رسمیت داشت. برخی بر این باورند که در دورههایی نوروز ایرانی، نوروز پاییزی بودهاست و نوروز بهاری سپس بر آن غلبه یافتهاست.
مهرگان اسطورهای :
شاید پیروزی داریوش بزرگ بر گئومات که به ادعای کتیبه بیستون ، بر مردم ستم کرده و مال آنها را ستانده و نیایشگاهها را ویران کرده بود، باعث شد تا بنا بر داستان کهن ضحاک و فریدون پیروزی نیکی بر بدی در این تاریخ روایت شده و زان پس مهرگان را روز پیروزی کاوه آهنگر و بر تخت نشستن فریدون شاه بدانند .
مهرگان دینی :
کومون خاورشناس و دانشمند بلژیکی در کتاب خود «آیین میترا» چنین میگوید:
بدون تردید ، جشن مهرگان که در کشورهای روم باستان ، روز پیدایش خورشید نامیده میشد و آن را «سل ناتالیس این وکتی» به معنی «روز زایش خورشید شکست ناپذیر» میگفتند که به بیست و پنجم ماه دسامبر کشیده شد و شماری زیاد از عیسویان پیش از عیسی مسیح به آیین مهرپرستی گرویدند و پس از گسترش دین مسیح در اروپا ، روز زایش مسیح قرار داده شد . چون عیسویان نمیخواستند این روز را جشن بگیرند به نام زاده شدن عیسی جشن گرفتند.»
در ایران که از دوره هخامنشی دین مزداپرستی یا زرتشتی در غرب کشور همچون شرق چیرگی یافت ، میترا از مقام بزرگترین خدای آریایی تنزل کرده و یکی از آفریدگان اهورامزدا دانسته شد. با اینحال از دوره اردشیر دوم هخامنشی ، میترا در کنار آناهیتا به عنوان ایزدی بزرگ ستایش میشد .
زرتشتیان در جشنهای برابری روز و ماه ایزد مربوطه را ستایش میکردند و یشت ویژه آن ایزد در اوستا را میخواندند . که در این میان مهریشت که در ستایش میترا است ، کهنترین، استوارترین و مهمترین یشت اوستا است .
آیینهای مهرگان :
آنگونه که از مجموع منابع موجود ، همچون نگاره ها و متون باستانی و نوشتههای مورخان و دانشمندان قدیم ایرانی و غیر ایرانی (مانند فردوسی ، بیرونی ، ثعالبی ، جهانگیری ، اسدی توسی ، هرودت ، کتسیاس ، فیثاغورث و ...) و نیز آثار شاعران و ادیبان (مانند حافظ ، رودکی ، فرخی ، منوچهری ، سعد سلمان و ...) دریافته میشود ، مردمان در این روز تا حد امکان با جامه های ارغوانی (یا دستکم با آرایههای ارغوانی) بر گرد هم میآمدهاند ؛ در حالی که هر یک، چند «نبشته شادباش» یا به قول امروزی ، کارت تبریک برای هدیه به همراه داشتهاند . این شادباشها را معمولاً با بویی خوش همراه میساخته و در لفافهای زیبا میپیچیدهاند .
در میان خوان یا سفره مهرگانی که از پارچهای ارغوانی رنگ تشکیل شده بود ، گل «همیشه شکفته» مینهادند و پیرامون آنرا با گلهای دیگر آذین میکردند .
امروزه نمیدانیم که آیا گل همیشه شکفته ، نام گلی بخصوص بودهاست یا نام عمومیِ گلهایی که برای مدت طولانی و گاه تا چندین ماه شکوفا میمانند .
در پیرامون این گلها ، چند شاخه درخت گز ، هوم یا مورد نیز مینهادند و گونههایی از میوههای پاییزی که ترجیحاً به رنگ سرخ باشد به این سفره اضافه میشد . میوههایی مانند: سنجد ، انگور ، انار ، سیب ، به ، ترنج (بالنگ)، انجیر ، بادام ، پسته ، فندق ، گردو ، کنار ، زالزالک ، ازگیل ، خرما ، خرمالو و چندی از بوداده ها همچون تخمه و نخودچی .
دیگر خوراکی های خوان مهرگانی عبارت بود از آشامیدنی و نانی مخصوص . نوشیدنی از عصاره گیاه هئومه یا هوم که با آب یا شیر رقیق شده بود ، فراهم میشد و همه باشندگان جشن ، به نشانه پیمان از آن مینوشیدند . نانِ مخصوص مهرگان از آمیختن آرد هفت نوع غله گوناگون تهیه میگردید . غله ها و حبوباتی مانند گندم ، جو ، برنج ، نخود ، عدس ، ماش و ارزن .
دیگر لازمههای سفره مهرگان عبارت بود از : جام آتش یا نوکچه (شمع) ، شکر ، شیرینی ، خوردن یهای محلی و بویهای خوش مانند گلاب .
آنان پس از خوردن نان و نوشیدنی، به موسیقی و پایکوبیهای گروهی میپرداختهاند. سرودهایی از مهریشت را با آواز میخوانده و اَرْغُـشت میرفتهاند (می رقصیده اند). شعلههای آتشدانی برافروخته پذیرای خوشبوییها (مانند اسپند و زعفران و عنبر) میشد و نیز گیاهانی چون هوم که موجب خروشان شدن آتش میشوند.
از آنجا که نشانههای بسیاری، همچون تندیسها ، کتیبه ها و سنگنگارهها (از جمله نگارههای میترا در نمرود داغ و کوماژن)، از رواج آیین مهر در آسیای کوچک (آناتولی) حکایت میکند؛ بعید نیست که سماع های عارفانه پیروان طریقه مولویه در شهر قوزیه امروزی، ادامه دیگرگون شده همان ارغشتهای میترایی باشد.
در پایان مراسم، شعلههای فروزان آتش، نظارهگر دستانی بود که بطور دستهجمعی و برای تجدید پایبندی خود بر پیمانهای گذشته، در هم فشرده میشدند.
مهرگان در زمان حاضر :
بهرام فره وشی از برگزاری مهرگان به عنوان جشنی خانوادگی ، در بین زرتشتیان یزد و کرمان و نیز " از آیین قربانی کردن گوسفند ، در برخی از روستاهای زردشتی نشین یزد ، برای ایزد مهر " خبر میدهد.
تا سی سال پیش ، زردشتیان کرمان، در این روز، به یاد مردگان ، مرغی را کشته و شکمش را با حبوبات و آلو انباشته و به عنوان خوراک ویژه ، یادمان مردگان میپختند .
جشن آغاز سال تحصیلی دانشگاه تهران ، که در نیمه اول مهرماه است ، در برخی از سالها در دهم یا شانزدهم مهر (مهرگان) برگزار میشد .
زمان برگزاری آیین قالی شویان در مشهد اردهال را جلال آل احمد ، با مهرگان هم پیوند میداند . صدرالدین عینی در یادداشتها ، از جشنی در تاجیکستان و سمرقند یاد میکند که هر سال در ماه میزان برگزار میشد . جشنی که میتواند ، با همه دگرگونیها ، بازمانده جشن مهرگان باشد .
برخی انجمنها و نهادهای مردمی و غیردولتی نیز تلاش میکنند این جشن بزرگ را زنده گردانند .